نقطه ی اول :
از قدیم به ما گفته بودند دور چیزی نگرد...یک وقت دور از جانت چیزیت می شود ها! سالهاست ولی این عقربه بزرگه سُرُ مُرُ گنده مانده!
نقطه ی دوم :
سنگ ، کاغذ ، قیچی یعنی چه؟
یعنی من به تو سنگ بزنم و تو نامه ی عشق منو پاره کنی!
اِِاِاِاِاِاِاِاِ...
نقطه ی سوم :
تلویزیون اتاقم گرد و خاک گرفته...آدمای توش خاکستری شدن ! دلم نمیاد پاکش کنم! آخه اینجوری قشنگترن!
نقطه ها تموم شد!
این سریال نرگس ، هر شب اشک منو در میاره! استرس دارم از اینکه یه شب تلویزیونو روشن کنم و به جای پوپک یکی دیگه باشه!
