تبليغاتX
سه نقطه

« »

دوشنبه شانزدهم مرداد 1385

 

نقطه ی اول :

 

از قدیم به ما گفته بودند دور چیزی نگرد...یک وقت دور از جانت چیزیت می شود ها! سالهاست ولی این عقربه بزرگه سُرُ مُرُ گنده مانده!

 

نقطه ی دوم :

 

سنگ ،  کاغذ ،  قیچی یعنی چه؟  

یعنی من به تو سنگ بزنم و تو نامه ی عشق منو  پاره کنی!

اِِاِاِاِاِاِاِاِ...

 

نقطه ی سوم :

 

تلویزیون اتاقم گرد و خاک گرفته...آدمای توش خاکستری شدن ! دلم نمیاد پاکش کنم! آخه اینجوری قشنگترن!

 

نقطه ها تموم شد!

 

این سریال نرگس ، هر شب اشک منو در میاره! استرس دارم از اینکه یه شب تلویزیونو روشن کنم و به جای پوپک یکی دیگه باشه!

 

 

گفتن ندارد این آدم...گفتنی اما شاید...

Previous posts

      RSS 
Powered by Blogfa
Template Designer Blogger Templates
Template Translator Green applE

طراحي قالب-کدهاي html